فکرمي کرديم عاشقي هم بچگيست... اما حيف اين تازه اول يه زندگيست... زندگي چيزيست شبيه يک حباب... عشق آباديه زيبايي درسراب... فاصله با آرزوهاي ما چه کرد... کاش مي شد درعاشقي هم توبه کرد !!!

 

هيچ کس ويرانيم را حس نکرد... وسعت تنهائيم را حس نکرد... در ميان خنده هاي تلخ من... گريه پنهانيم را حس نکرد... در هجوم لحظه هاي بي کسي... درد بي کس ماندنم را حس نکرد... آن که با آغاز من مانوس بود... لحظه پايانيم را حس نکرد !!!

باز باران بي ترانه........گريه هايم عاشقانه مي خورد بر سقف قلبم........ياد ايام تو داشتن مي زند سيلي به صورت........باورت شايد نباشد مرده است قلبم ز دستت........فكر آنكه با تو بودم با تو بودم شاد بودم........توي دشت آن نگاهت ........گم شدن در خاطراتت........ !!!

 

آبي تر از آنيم كه بي رنگ بميريم .. از شيشه نبوديم كه با سنگ بميريم .. تقصير كسي نيست كه اينگونه غريبيم .. شايد كه خدا خواست كه دلتنگ بميريم!!!

 

من تورا دوست دارم..... دلیل دوست داشتن معلوم نیست..... دوست داشتن دلیل نمی خواهد..... دلیل دوست داشتن تو هستی..... ای عشق آسمانی من... باتمام وجودم فریاد می زنم دوستت دارم!!!